صدای منو از ور ِ دل ِ شوفاژی که بالاش یه پنجره اس و پشت ِ اون پنجره داره بـــــــرف میباره ، میشنوید! ^.^

قصد داشتم فقط یه شنبه و پنج شنبه پست بذارم ولی مگه میشه در این ساعات مقدس ( 10:10 :دی ) برف رو ببینی و پست نذاری و هپـــــی نس را منتقل نکنی؟ ^-^ خیر ! خیر ! نمــــی شود ! :]

حالا درسته فقط مشهد برف نیومده و در اقصی نقاط ِ کشورمون شاهد بارش برف و برودت هوا و این بحثا بودیم ( مثه گزارشای هواشناسی شد :| ) ، ولی خب نمیشد پست نذارم :|

قشنـــــگ حالم خوب شد ها ! شمام خوب باچین! چیه هی فاز ِ غم برمیدارین ، اون هندزفری رو میچپونین توی گوش تون و فکرای مختلف میزنه به کله تون ! والا! ( نیست خودم اینطوری نبودم تا همین نیم ساعت پیش ! :پی ) خلاصه قشنگ باشین در این روزای برفـــی ِ خوشگل! :]

به واقع خودمو خفه کردم با خیلی سبز ِ شیمی 4 ! =) تا همین لحظه از دستم نیوفتاد! =) اصن برید اونور بابا ! ما فال* ِ هم شدیم :| 

خداوندا ! با تعطیلی ِ فردا ، ما را شاد گردان ! [ ایشــــالــا ! ]

 

عنوان : برف - بابک جهانبخش :]

* fall in love ( :| )

تاریخ ِ امروزم باحاله ها ! :دی 95/9/5

منبع اصلی مطلب : فیلینـــگ نوشت
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

ساموزیک : پس چرا هِــی میای پشت ِ شیشه ؟ :دی