شیمی ,اینا ,کلاس ,بیرون ,بدست ,میدم ,میکنم بیرون ,پرتش میکنم ,بدست آوردن ,شوخی کرده ,پرتش میکنم بیرون

+ -_- خب باعشه  :| ایشه -_- فرانک و غزاله متنفق القول بر این عقیده اند که "خیلی نازک نازنجی شدیاااااا جدیدا! " حتی فرانک میگفت پوستت کلفت تر از این حرفا بود قبلا -_- هوم ! شایدم ! :| غزاله دیروز پوکر فیس بود در مقابل زجه ها و مویه های من برای اون حرف -_- و فرانک هم گفت طرف اصلا شوخی کرده و با توجه به سابقه ی طولانیم در "فدای سرم " گفتن به بلایا ، باید به اینم میگفتم فدای سرم ! -_- یکی نیست بگه حالا اون یچیزی گفت :| تو چرا ناراحت شدی :| میبینی که نصف حرفاش شوخیه :| و اگر چیزی داره میگه بقول خودش دارم خیلی بهتون حال میدم که گیر میدم بهتون :|

 بله دوستان ! شاید حدس زده باشید که کیو میگم -_- قاف. شون اینا دیروز وارد کلاس گشته و دیدند که میز اول خالیه و به به نیست توی دایره ی دیدش :| به به کجا بود ؟ هیچی بابا ! کمرش درد میکرد رفته بود میز آخر پیش غزاله اینا که ردیف ِ آخرن و نیمکت شون بلند تره :| گفته بودم قبلا که نیمکتای ردیف اول خیلی کوتاهه :| خلاصه قاف. میشینه سر جاش و میگه مطمئنین کسی غایب نیست ؟ :| بخدا غایب نبود کسی :/ میره پای تخته که درس بده ، یهو چشش میوفته به ردیف آخر که فینگیل اونجا بود -_- میگه :" آی عتیقه ( من عتیقه ام ؟ :/ ) که اون آخری و سر نبش ( ؟ :| ) نشستی :| زنگ تفریح بیا باهات کار دارم (O_o )" یا مقلب القلوب :| جای نگرانی نیست چرا که وی بخاطر اینکه از چهارشنبه ی هفته ی پیش منو معطل کرده و جواب تلفن و اسمس را نداده عست چون مریض بوده و حتی دیروزم صداش درنمیومد و نمیتونست جیغ بزنه ، عذرخواهی نمود! :/ خب میخواستم بگم عذر خواهیت بخوره تو فرق ِ سرت :|

 من سه هفته اس دارم از استرس اینکه شیمی پیش به لطف آقای صاد. اینا هیچی یاد ندارم ، کابوس میبینم که عقب افتادم ! :| اصلا من بهش نگفتم کسی رو معرفی کن ! خودش خود جوش اومد گفت با کی میخوای برداری؟ منم گفتم با میم. اونم گفت با اون 50 یا 60 نمیشه بیشتر زد! من بررسی میکنم باز بهت خبر میدم ! والا ! من فقط سه هفته پیش ازش پرسیدم که عایا با کتاب کار و تست و اینا بخونم ، حله ؟ اونم گفت نمیتونی خودت بخونی! باید یکی بیاد یاد بهت بده ! و اینو در حالی گفت که خودش صد در صد مخالف کلاس بیرون از مدرسه اس و منم استثنا بودم خیر سرم ! و حتما یاد نمیگرفتم توی مدرسه ! :/ خلاصه منه بدبخت ِ فلک زده رو هفته ی پیش نیم ساعت پای تخته نگه داشته بود و همه ی تست ها و تمرینا رو رفع اشکال کرد و منه بدبختم شکل میکشیدم و نمودار رسم میکردم و جیک نمیزدم ، این جلسه نمیتونست ببره پای تخته :| چرا ؟ چون ته ِ کلاس بودم دقیقا ! -_- و خب اون همه آدم :| من حالم بد بود :| ایش :/

 یهو در دقایق ِ پایانی کلاس یه سوال پرسید و ما هم باید طبق معمول ذهنی حساب میکردیم :| و هر کی دس بزنه به مدادش ، پرت میشه بیرون دیگه :/ جواب 60رادیکال 2 بود و منه بد بخت با اینکه به زور مسکن سر کلاسش بودم ، جوابو 60 بدست آوردم و یه جذر از دو رو فقط یادم رفت :| و طبعا وقتی پرسید کیا 60رادیکال 2 بدست آوردن ؟ چند نفر دست مبارکو بالا بردن ! یهو من و غزاله و مینا رو گفت پاشین از سر جاتون :| مام بلند شدیم :/ گفت اگه دانش آموز ِ شما بعد از این همه مسئله حل کردن و درس دادن ، چیزی یاد نداشته باشه چیکارش میکنین ؟ غزاله گفت خب دوباره یادش میدم =) اونقدر یاد میدم که یاد بگیره =) ( بعدا بهم گفت که فقط برای اینکه حرص قاف. رو دربیاره اینو گفته =))) ازش بیـــــــزاره =))))) ) منتظر بود یکی بگه پرتش میکنم بیرون ! منم گفتم یکی میزنم تو سرش ، پرتش میکنم بیرون ! :| قاف. هم گفت باریکلا ! همین دقیقا ! حالا هر سه تا تون برید بیرون o_O :| بعدم گفتم من که درس خوندم :| نمیرم بیرون! :| گف چرااااااااااااا دستتو بلند نکردی وقتی پرسیدم کیا  60 رادیکال 2 بدست آوردن ؟ گفتم 60 بدست آورده بودم :| بعد یه چیزی گفت که رسما میخواستم گردن خودمو بزنما ! واقعا! :| گفت آهـــــــــا ! هفته ی پیشم این گند رو زده بودیا ! :| اون معادله هه که فراموشش کرده بودی  o_O بازم رادیکال دو عه اینو جا انداختی :/ نگفت اون همه سوال و تستت همه درست بود ها ! نگفت از اول تا آخر پای تخته بودی :| اینا رو نگفت ! فقط گفت اون معادله هه که یادت رفته بود :| اینا همش فدای سرم ! :|

حالا زنگ تفریح رفتم پیشش ، میگم بابا حالم خوب نبود :| نیمکتای اول کوتاه بودن ، منم فقط این جلسه رفتم اون آخر :| بحث شیمی رو پیش کشیدم و گفت تو فیزیکتو خوب کن ( o________O ) شیمی بخوره تو سرت :| بله دقیقا همین قدر بی ادب :| اگرچه که با همه سر کلاس بد تر از این حرف میزنه :| و شوخی هم میکنه واقعا ! ولی من اونجا این حس بهم دست داد که خاک تو سرت بهاره ! :| رسما هیچی نمیشی تو ! حداقلش اینه که 20 نفر دیگه همون 60 رو هم بدست نیاوردن :| و یه 60 رادیکال 2 که این حرفا رو نداره حتی :( خیلی هم خوش قوله ؛ سه شنبه باز میخواد حرف بزنه که کی خوبه کی بده و بگه با کی بردار که خوبه ! والا ! همه میگن بابا شوخی کرده T______T اون با همه اینطوریه ! و حتی بد تر ! اگه کسی فیزیکش بد باشه بهش گیر نمیده ! :/ ولی من معتقدم خیلی خر عست -______- #ایشه :/

 

+ در راستای شیمی و این بحثا ، دیشب زنگ زدم به یکی از هم ترمی های کلاس زبانم !  اونم پیش دانشگاهیه ولی یه مدرسه ی دیگه ! ینی خوشم میاد آنچنان پشت تلفن تند تند حرف میزنم =) که فاطمه یادش بود =) دو سال پیش هم کلاسی بودیم ! =) درباره ی مدرسه و اینا باهاش حرف زدم. ( قبلا میدونستم که میم. اونجا درس میده ) و از شیمی پرسیدم که گفت شیمی پایه با میم. عه  و شیمی پیش با جیم. ! اسم جیم. رو زیاد شنیده بودم! یکم بحثو بیشتر باز کردم و گفت که کلاساش چجوریه ! -_- با اون چیزایی که فاطمه تعریف کرد جفتشون خوب اومدن ! الان فقط دارم به این فکر میکنم که برم با جیم. حرف بزنم و چار تا فارغ التحصیل گیر بیارم و باهاشون صوبت کنم و از میم. و جیم. بپرسم !

 

02:02 عه الان و 02:05 باید با جیم. حرف بزنم :/ خداوندا هلپی ، نصرتی چیزی ! با تچکر!

منبع اصلی مطلب : فیلینـــگ نوشت
برچسب ها : شیمی ,اینا ,کلاس ,بیرون ,بدست ,میدم ,میکنم بیرون ,پرتش میکنم ,بدست آوردن ,شوخی کرده ,پرتش میکنم بیرون
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

ساموزیک : 60 رادیکال دو و چند روایت معتبر از یک شنبه ی طلایی !